خدانگهدار...

شاید دیگر نبینمت. شاید دیگر مرا نبینی. شاید دیگر حتی نخواهی نامم را بشنوی. من دیگر به نام خودم فکر نمی کنم. از ابتدا هم اینگونه نبود. من به دنبال یک دل می گشتم برای یکدلی. از تو برای من فقط دلی مانده پر درد، که جز غصه خوردن برای آن، کار دیگری از دستم بر نمی آید.

به نامم نمی اندیشم. چه اهمیت دارد که من باشم یا نه؟ نمی دانم در کجای دنیای تو جای می گیرم. اکنون فقط در گوشه گوشه دنیایم، تو هستی.

تحمل درد برای من دشوار نیست، تحمل درد کشیدن تو را ندارم. ببینمت یا نبینمت، باور کنی یا نه، درد دلت را در دلم احساس می کنم. ای کاش راهی بود تا تمام آن را یکجا به قلب من سرازیر می کردند تا لبخندی از صمیم قلب بر لبهایت ببینم...

نمی گویم از من نرنج، تو بی اندازه رنج کشیده ای. فراموش نمی کنم اشکهایت را که چهار ستون بدنم را لرزاند.

چه کودکانه تلاش کردم که به تو کمک کنم، بی آنکه بدانم تلاشم، دردت را بیشتر می کند. رنجیده ام، از خودم. شاید نبودنم، پرفایده تر باشد.

اکون که شاید دیگر مرا نبینی، آخرین آرزویم آن است که باور کنی، که تمام آرزویم آرامش تو است. آرامشی از صمیم قلب، تا بی نهایت ...

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اشک و لبخند(مریم)

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم. وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدایا مرا ببخش! هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن دکتر شريعتي [گل]

اشک و لبخند(مریم)

هنوزم توو شبهات اگه ماهو داری من اون ماهو دادم به تو یادگاری میلاد مبارک [گل]

مهدی

سلام دوست من وبلاگ جالبی داری........ کلی باهاش حال کردم.... خوشحال میشم به منم یه سری بزنی در ضمن اگه خواستی بگو تا با هم تبادل لینک کنیم راستی تازگیا یه بازی پیدا کردم که بیش از 7 ملیون کاربر داره من که خیلی ازش خوشم اومد تو هم اگه خواستی میتونی برای ثبت نام به لینک زیر بری...... http://www.travian.ir/?uc=ir2_21234

ریما

ممنون که بهم سرزدی[گل]

اشک و لبخند(مریم)

زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی نقش را اوست که تعیین کرده! تو در این بین فقط میبافی... نقش را خوب ببین! نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند...![گل]

اشک و لبخند(مریم)

مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود و خیالم می گفت : تا ابد مال تو بود تو برو برو تا راحت تر تکه های دل خود را سر هم بند زنم .[گل]

اشک و لبخند(مریم)

با سلام اشک و لبخندم به روز شده است و چشم به راه حضور سبزتان می ماند.[گل]

نجمه

حالاها مونده داداش من...تا کاملا با استفاده از فرمول نسبیت خاص به انرژی تبدیل نشی نمی شه و این یعنی عروج...